شاید از عنوان مطلبی که در حال خواندن آن هستید،تعجب کنید.اما واقعا” پذیرش(Acceptance) با پذیرش(Adoption) تفاوت دارد. در حقیقت پذیرش(Adoption) در برگیرنده پذیرش(Acceptance) می باشد.بر اساس تعریف راجرز و شومیکر(Rogers & Showmaker,1971) پذیرش(Adoption) عبارت است از قبول کردن(Acceptance) یک محصول، خدمت و یا ایده و استفاده مستمر از آن. بر این اساس مصرف کنندگان قبل از اینکه آماده پذیرش محصول یا خدمتی شوند مراحل آگاهی، ترغیب، تصیم و تأئید را پشت سر می گذارند.همچنین در صورتی که از محصول، خدمت و یا ایده استفاده مستمر نشود، Adoption اتفاق نمی افتند و صرفا” Acceptance صورت گرفته است.با این وجود در تحقیقات بی شماری که در خارج از کشور(به خصوص کشورهای کره جنوبی و مالزی)انجام شده است، هم از Acceptance و هم از Adoption در عناوین استفاده شده و از ادبیات نظری یکسان نیز استفاده شده است.
با توجه به تعریفی که ارائه شد، بنده درصدد تعیین برگردانی مناسب از Adoption بودم که پس از تفکر در این رابطه، واژه ای مناسب تر از پذیرش به ذهن اینجانب نرسید. لطفا” اگر واژه مناسبتری را در ذهن دارید که می تواند به جای این واژه استفاده شود و در ضمن معنای آن را نیز به صورت کامل تری به ذهن متبادر سازد، در بخش نظرات همین مطلب اعلام بفرمایید.
در ارتباط با نظر سنجی نیز تا این ساعت ۱۴۱ نفر پرسشنامه را تکمیل کرده اند که از همگی آنها قدردانی می کنم.در مطالب بعدی سعی می کنم تا مختصری در مورد تئوریها و نظریه های موجود در زمینه پذیرش توضیحاتی را ارائه نمایم.

بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۵:۵۸ ب.ظ
دوست گرامی آقای فروتن
نامه ی الکترونیکی شما را دریافت نموده، سری به تارنمای شما زدم. گرچه ساختن واژهای نوین برای برابر «بیگانه»ی آن کاری بهراستی باریک (ظریف) و دشوار، ولی زبان پارسی بسیار پربار (غنی) و پوینده (دینامیک) است.
به هر روی پیش نهاد بنده برای واژه ی adoption ، (کارپذیرفت) یا (کارپذرفت) kaar-pazroft (پذیرشِ کار با یک ایده، در سطح عملی) است.
به رای من واژه ی acceptance برابر «رای پذیرفت» raay-paziroft یا «رای پذرفت» raay-pazroft (قابل قبول دانستن ایده ای ارائه شده «در سطح نظری») است. منظور واژهی رأی (با الف حمزه دار) نیست. واژه ی «رای» در پارسی، دیگرواژه ای برای «اندیشه» است و raay خوانده میشود. این همان واژهای است که برای ساختن «رایانه» به کار رفته است. این یک پیش نهاد نخستین است و با کنکاش بیش تر، می توان به واژه های به تری دست یافت. برای نمونه من به واژه ی «کاربریار» kaarbar-yaar در برابر user-friendly دست یافتم و مدت ها است که آن را در ترجمه بهکار می بندم. موفق باشید ـ بختیار